جــوک های 2008
ژوئن 7, 2008
يه روز يه تركه به خياطش ميگه اين پارچه رو مي گيري و 2 روزه كت و شلوارمو تحويل ميدي.فردا نيام بگي سوزن شيكست يا برق رفت يا نخ پاره شد… اصلا نمي خواد بدوزي پدر****بده به خودم .
مردي رفيقش رو بعد از مدتها مي بينه و در مورد كار و بارش سئوال ميكنه.رفيقش بالكنت زبون جواب ميده: والله ما يييك كاكاكارخونه زديم ولي بعد از يكماه آآآتيش گرفت, و ههههمه اش سوخت.بعد رفتيم تو خخخريد بوبوبورس بعد از يه يه يه يه هفهفته ۵ ميليون توتوتومن ضضضرر كردم.مرد به رفيقش ميگه: با اينهمه ضرر خوبه كه سكته نكردي؟رفيقش جواب ميده: پپپس فكككر كردي دارم اااداي عمه ات رو دددر ميارم؟؟؟!!!!
بي بي ها هم روزي ني ني بودند که گذشت زمان موجب جابجايي نقطه هايشان شد.
تركه ميره سلموني، ميگه: جناب اين ريش مارو اصلاح كن. سلمونيه ميبينه طرف تركه، ميگه بگذار يكم سر كارش بگذاريم. بهش ميگه: خشك بزنم يا تر؟ تركه ميگه: يعنيچي، چه فرقي ميكنه؟ ميگه: ببين، اونايي كه وقتي بچه بودن اوضاشون خراب بوده ترميزنند، ولي اونايي كه سابقشون پاكه خشك ميزنند. تركه بهش برميخوره، ميگه: يعني چي آقا؟! معلومه كه بايد خشك بزني! يارو هم شروع ميكنه همينجور خشك خشك ريش بدبخت رو تراشيدن. يكم كه ميزنه، تركه دهنش سرويس ميشه، ميگه: وايسا، وايسا! يه چيزايي داره يادم مياد .
ترکه تو w.c غش ميکنه وقتي به هوش مياد ميگه من کيم،اينجا کجاست، کي منو ريده!!!
يه روز يه خانم زبونش ميگيرفته ميره ميوه فروشي به فروشنده مي گه اقا ببخشيد بي دحمت نيم کيلو لا لنگي بدين…فروشنده هم رو شو مي کنه به شاگردش ميگه اوهوييييي حسني نيم کيلو خيار بده خانم ببره
پيرزنه مي ميره شبه اول قبرش انكرو منكر ميان بالاي سرش ازش مي پرسن امام اولت كيه؟ ميگه ننه امام خميني!! ميرن شب بعد ميان ازش مي پرسن امام اولت كيه؟ ميگه ننه امام علي… ميگن ننه پس چرا شب اول گفتي امام خميني؟؟!! ميگه اخه ننه فكر كردم از طرف كميته امداد اومدين!
مامور آتش نشانی را جو می گيره ميره مشعل المپيک و خاموش می کنه
ترکه دنبال يه جاي پارک بوده ميگه : اي خدا اگه يه جاي پارک واسم پيدا کني نماز ميخونم . روزه ميگيرم .. يه دفعه يه جاي پارک پيدا ميکنه ميگه : نميخواد خودم پيدا کردم .
Entry Filed under: جــوک. .
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed